سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تندیس اندوه
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 

ماه من

 

ماه من آواره مشو بیش از این 

نیست زمین لایق تو نازنین 

خاطره در خاطره راز نهان 

پنجره در پنجره، مِهر مبین 

آینه ی وعده ی روز الست 

آیه ای از معجزه ی آخرین 

با نفست زنده شود صد مسیح

نوح به ساحل برسد با یقین

پلک بزن باز شود چشم عشق

پلک بزن بسته شود راه کین

زندگی ام بی تو عذابی چنان

با تو ولی فرصت نابی چنین

سینه ام از دوستی تو پر اس

نیست دلم را هوسی را غیر از این


 

 

 

 


[ دوشنبه 91/8/29 ] [ 10:18 عصر ] [ jila shams ] [ نظرات () ]

پروانه ها اجاق تنهایی خاطره ها

من اجاق تنهایی ام را روشن کرده ام

هیزم هایش خیس اند،خاطره هایم را می سوزانم،

و شاید آرزوهاییم را

من امروز برگ های چنار را جمع کرده ام تا رفتگر بی رحمانه 

انها را در زباله دان نریزد

من همه پروانه هایی را که در باغچه سرود تولد میخواندند پراندم

تا مبادا دست کودکانه ای آنها را به اسارت ببرند یا مصلوب دفترها شوند

من صبح را دزدیده ام تا آن را در جعبه مداد رنگی هایم پنهان کنم

تا هرگز روزم رنگ سیاهی نگیرد،من از شب بیزارم من از تنهایی می گریزم

در تنهایی خاطره های با تو بودن زنده می شوند،جان می گیرندو می خندند

من از تو پُر میشوم،میرقصم،میدوم،شاپرک هات را بازی میدهم

به ناگاه صبح میشود،تونیستی و ردپایت هم رفته

باز منم و اجاق تنهایی و سوختن خاطره ها

من باز پروانه ها را سرگرم میکنم،گلدان  ها را آب میدهم و

حیاط را به شوق و امید آمدنت آب پاشی میکنم،اما....

تنها نوشت..لطفا کپی نکنید..مرسی



[ سه شنبه 91/8/23 ] [ 10:15 عصر ] [ jila shams ] [ نظرات () ]

همکلاسی،سفر، دوست

پشت پرچین زمان یاد توام زیبا بود

باز هم قصه عشق و غزل شیدا بود

یاد آن پاکی چشمت به دلم چنگ زده

قصه آغاز دراز یک شب یلدا بود

گرمی دست تو در دست من

و شو ق دو همبازی خوب

پاکی دوستیمان مثل دل دریا بود

دفتر مشق من امشب به مانند دلم

پاره پاره مثل یک دامن پرسودا بود

کی شود یاد تو از دفتر ذهنم بیرون

غم تو غصه آن پیرزن تنها بود

کوچه از جای تو خالی خانه و مدرسه هم

کاش این ها همه یک دلهره تلخ شب رویا بود

می شود دفترم امشب،هم از یاد تو خیس

قصه رفتن تو نقشه یک فردا بود

تنها نوشت....تقدیم به روح بزرگ همکلاسی عزیزم

لطفا کپی نکنید..مرسی


[ سه شنبه 91/8/16 ] [ 10:17 عصر ] [ jila shams ] [ نظرات () ]

خلوت چینی نازک

خواب ستاره ها را دیده ام

خورشید به من سلام کرد

گفتند که باید تو دوباره آغاز شوی

مثل نفس خنده در احساس شوی

بنویسی به نگاری سر هر سر خط

این فاصله ها

بشوی چلچله و شوق در آواز شوی

دگر اما من و این خلوت من

می شود آیا بشکنی

چینی نازک تنهایی من

تنها نوشت من


[ دوشنبه 91/8/8 ] [ 10:11 عصر ] [ jila shams ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 27
بازدید دیروز: 16
کل بازدیدها: 29988

کـُدِ مـوزیکـ هاـۓ رویـایے